Que Sera Sera - Doris Day
حالا که همه چیزمان مناسبتی شده بگذارید به مناسبت صد و هشتمین سالگرد تولد مرحوم جنت مکان آلفرد هیچکاک داستان جالبی را که در مورد این ترانه که از ترانه های محبوب من است شنیده ام برایتان بازگو کنم.
در سال 1955 وقتی هیچکاک تصمیم میگیرد فیلم "مردی که زیاد میدانست" را برای کمپانی پارامونت بسازد و "جیمز استیوارت" را برای بازی در نقش اول انتخاب میکند، با یک شرط عجیب رو به رو میشود. پارامونت به او میگوید اگر استیوارت را میخواهی باید "دوریس دِی" را هم ببری و اگر دوریس دی بازی کند هوادارانش انتظار دارند که لااقل در فیلم ترانهای بخواند، پس باید ترانهای هم در فیلمت بگنجانی! هیچکاک که به عمرش در هیچ فیلمی از ترانه استفاده نکرده بوده قبول میکند برای راضی کردن پارامونت هر طور شده ترانهای را وارد داستان فیلم دلهرهآورش کند. پس به دو ترانهسرای پارامونت اِوانس و لیوینگستون میگوید نمیداند چه جور ترانهای میخواهد فقط سعی کنند در آن چند حرف غیر انگلیسی هم باشد چون کاراکتر استیوارت در سفارتخانه کار میکند. لیوینگستون که تازه فیلم "کنتس پا برهنه" را دیده بوده به یاد نوشتهای میافتد که در این فیلم روی سنگی نوشته شده و شعار یک خانوادۀ اشرافی ایتالیایی ست: "Che Sera Sera" یا همان "هر چه بادا باد" خودمان، پس با همکارش آن را به اسپانیایی برمیگردانند و بر اساس آن این ترانه را میسازند. هیچکاک وقتی ترانه را میشنود با طنز مخصوص خودش میگوید:"گفته بودم نمی دانم چه جور ترانهای میخواهم، این همان جور ترانهایست که میخواستم." و به طرز نبوغآمیزی آن را در یک صحنۀ کلیدی فیلم میگنجاند. این ترانه در آن سال اسکار بهترین ترانۀ فیلم را میبرد و تبدیل به معروفترین ترانۀ دوریس دی میشود.
Que Sera, Sera
Whatever will be, will be
The future's not ours, to see
Que Sera, Sera
What will be, will be
.......(+) Labels: سینما
مطلب را به بالاترین بفرستید:
Marilyn Monroe-Candle in the wind
چند روز پیش سالمرگ نورما جونز یا همان مریلین مونروی خودمان که برخی او را جذاب ترین هنرپیشۀ زن قرن بیستم می دانند بود. او در لسآنجلس متولد شد و پس از اینکه مدتی مدل عکاسی و نقاشی بود. بعد از چند بازی در نقشهای کوچک به خاطر زیبایی، استعداد طنزآمیز و توانایی بازیگریاش، توانست به یکی از مشهورترین ستارگان سینما و نماد جذابیت و زیبایی قرن بیستم تبدیل شود.می گویند مریلین برخلاف نقش هایی که بازی می کرده زنی بسیارهوشمند بوده. او در سال 1955 با آرتور میلرنمایشنامه نویس معروف یهودی - امریکایی ازدواج می کند. مونرو که افسردگی شدید داشت، در سال 1961 از آرتور میلر جدا شد و یک سال بعد در کالیفرنیا در سن 36 سالگی به خاطر مصرف بیش از حد داروی خواب آور درگذشت. برخی علت مرگش را خودکشی دانسته و برخی عقیده دارند که او توسط اف بی آی به خاطر روابط غیر افلاطونیش با برادران کندی سر به نیست شده. ترانۀ "شمعی در باد" با اجرای التون جان در اصل در سال 1973 برای او نوشته شده ولی بعد از مرگ پرنسس دیانا در سال 1997 کلمات آن را تغییر دادند و تبدیل به یکی از سمبل های خداحافظی با دیانا شد. Labels: سینما
مطلب را به بالاترین بفرستید: