آن سوی دیوار
یادداشت های یک ایرانی از زندگی اش در اسرائیل
Thursday, July 17, 2008
این به جای آن
فیلم سینمایی "این به جای آن" با آن که متنقدان سینمایی را ذوق زده نکرده، موفق شده مرا حسابی شگفت‌زده کند، شاید چون با عالم جوان قهرمان فیلم از نزدیک آشنا هستم، زیادی از نزدیک.
فیلم دربارۀ جوان خبرنگاری‌ست که از کودکی در اثر یک تصادف دچار ویلچر شده و در یکی از تحقیقات ژورنالیستی خود با گروهی آشنا می‌شود که آرزوی‌شان معلول شدن است و در راه تحقق این آرزو حاضرند هر بلایی سر خودشان بیاورند. البته این فقط میوۀ تخیل فیلم‌نامه‌نویس نیست و
چنین آدم‌ها و گروه‌هایی در عالم فانی هم وجود دارند. بین خودمان باشد آدم وقتی می‌بیند کسانی هستند که حاضرند هرکاری بکنند تا مثل او بشوند در دل و روده‌اش عروسی راه می‌افتد، هر چند این خواستن حاصل یک اختلال روانی–جسمی باشد.


با عرض پوزش از خدایان کُپی‌رایت، لینک این فیلم را این‌جا می‌گذارم، شاید شما هم با دیدن آن هوس کنید بلایی سر خودتان بیاورید:
قسمت اول – قسمت دوم- قسمت سوم

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Thursday, June 07, 2007
عروس های دریایی
اتگار کرت نویسندۀ جوان‌پسند اسرائیلی را قبلاً اینجا با دو داستان کوتاهش (+ و +) معرفی کرده‌بودم. هفتۀ پیش در خبرها آمده‌بود که کرت و همسرش شیرا گِفِن برای فیلم‌شان "عروس‌های دریایی" (مدوزوت)، در فستیوال کن برندۀ سه جایزه از جمله جایزۀ معتبر دوربین طلایی که به اولین کار هنری کارگردان اعطا می‌شود شده‌اند. عروس‌های دریایی فیلمی در سه اپیزود است که در تل-آویو اتفاق می‌افتد، فیلم‌نامۀ آن را شیرا گفن که نویسندۀ خلاق کتاب‌های کودک و دختر شاعر و طنزنویس معروف یوناتان گفن است نوشته. کرت در مراسم دریافت جایزه گفت: آخرین بار که این مدلی لباس پوشیدم در جشن برمیتصوایم بود!
علاقه‌مندان داستان‌های کوتاه می‌توانند داستان دیگری از کرت به نام "صد در صد" را که دوستی از انگلیسی ترجمه کرده،
اینجا بخوانند.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Tuesday, April 10, 2007
با او حرف بزن


Talk to her-Cucurrucucu paloma
یکی دیگر از صحنه‌های به یاد ماندنی سینما برای من این صحنۀ فیلم "با او حرف بزن" آلمادوار است. ظاهراً این یک ترانۀ قدیمی مکزیکی‌ست که در این صحنه آن را یک هنرمند محبوب برزیلی به نام "کاتانو ولوسو" به زیباترین شکل اجرا می‌کند.
ترجمۀ انگلیسی :


They say that at night he didn’t do anything but cry.
They say that he didn’t eat and didn’t do anything but drink.
They swear that heaven shuddered when it heard his cry,
How he suffered for her, calling out to her even as he died.

Ay, ay, ay, ay, ay, he sang.
Ay, ay, ay, ay, ay, he wept.
Ay, ay, ay, ay, ay, he sang.
As he died of mortal passion.

That a sad dove came that morning to sing to him,
To the small house with its windows open wide.
They swear that the dove is nothing less than his soul,
That is still waiting for her to come back, her, the unfortunate.

Cucurrucucú, dove,
Cucurrucucú, don’t cry.
The stones never do, dove,
What do they know of love?

Cucurrucucú, cucurrucucú,
Cucurrucucú, you don’t cry any more.


این هم
اجرای خولیو ایگلسیاس از همین ترانه و چند اجرای دیگر.


Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

View My Stats