آن سوی دیوار
یادداشت های یک ایرانی از زندگی اش در اسرائیل
Monday, June 15, 2009
خبر
دوستان من در لس آنجلس از من خواسته اند این خبر را منتشر کنم:


"Last night (Saturday night, June 13th), in the Kabbalah Center International, Los Angeles, 350 attendees prayed and meditated for people of Iran, who are fighting to establish their human dignity. As Rav Berg says, human dignity is the first step toward unconditional love and the key to ending the pain and suffering in the entire world."

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Wednesday, February 27, 2008
بُوکر تُوو تهران؟

امروز بعضی از روزنامه‌های معروف اسرائیل تیتر بزرگ "صبح به خیر تهران" یا "صبح به خیر پاکستان" را برای یکی از خبرهای‌شان انتخاب کرده‌بودند. خبر حاکی از این بود که حزب مذهبی شَس قانونی را به پارلمان ارائه داده در مورد فیلتر کردن سایت‌هایی که برای کودکان زیان‌بخش هستند توسط سرویس دهندگان اینترنت و از آنجا که این حزب در کابینه نقش کلیدی دارد و کناره‌گیری‌اش می‌تواند دولت را با مشکل مواجه کند احزاب اکثریت مجبورند همه جوره به سازش برقصند.
این قانون می‌گوید سرویس دهندگان باید به طور خودکار سایت‌های نامناسب را برای کاربران جدید فیلتر کنند و تنها زمانی این فیلتر را بردارند که کاربر عاقل و بالغ شخصاً تقاضا کند. داوری مناسب و نامناسب بودن سایت هم به عهدۀ هیئتی‌ست که ریاستش را وزیر ارتباطات که اتفاقاً از حزب شَس است به عهده دارد.
این قانون با عکس‌العمل‌های متفاوتی مواجه شده، یکی از نماینده‌های پارلمان گفته: "مذهبی‌ها آزادند کودکان‌شان را طبق عقایدشان تربیت کنند ولی حق ندارند روش‌ زندگی‌‌شان را به دیگران تحمیل کند."
دیگر مخالفان این قانون می‌گویند: "سرویس دهنده‌ها می‌توانند و حاضرند برنامه‌های فیلترینگ را مجانی در اختیار کاربران قرار دهند و دخالت قانون در این موارد مخالف مبانی آزادی بیان و خطرناک است."
البته خیلی از پدر و مادرها که هیچ جوره زورشان به بچه‌ها نمی‌رسد از این قانون خوشحالند.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Saturday, February 23, 2008
امنون نتصر
چهار سال پیش وقتی به دنبال چاپ کتاب "گزیدۀ ادبیات معاصر اسرائیل" بودم از طریق یکی از بهترین دوستانم با پروفسور امنون نتصر آشنا شدم. او یکی از ایران‌شناسان خوش‌نام و بی‌شک برجسته‌ترین پژوهش‌گر تاریخ دوهزار و پانصد سالۀ یهودیان ایران بود و وقتی حاضر شد که پیش‌نویس کتابم را بخواند و برایش مقدمه‌ای بنویسد انگار دنیا را به من داده‌بودند.
امنون نتصر در سال 1934 در رشت به دنیا آمد و در سال 1950 با خانواده‌اش به اسرائیل مهاجرت کرد. او در سال‌های 50 سردبیری چند نشریۀ فارسی در تل‌آویو را به عهده داشت و چند سالی هم مجری و برنامه ساز و تهیه‌کنندۀ برنامه‌های صدای فارسی رادیو اسرائیل و از بنیان گزاران آن بود. نتصر بعد از دریافت لیسانس در رشتۀ خاورمیانه و روابط بین‌المللی از دانشگاه عبری اورشلیم به تحصیلات خود در دانشگاه کلمبیا در زمینۀ ایران‌شناسی، زبان‌های هند و اروپایی و زبان‌ و ادبیات سامی ادامه داد و موفق به دریافت دکترا در این رشته‌ها شد.

او در سال 1970 به اسرائیل بازگشت تا به دانشگاه عبری اورشلیم برای تأسیس دپارتمان مطالعات ایران یاری دهد و همزمان پژوهش‌های خود را در زمینۀ تاریخ یهودیان ایران و زبان‌ها و لهجه‌های متفاوت‌شان (فارسیهود) آغاز کرد. او برای تکمیل مطالعاتش چند بار به ایران مسافرت کرد و برای یافتن یهودی‌های ایران و آثار باقی‌مانده از آنها تا دوردست‌ترین روستاها رفت. او استاد افتخاری چند دانشگاه معتبر از جمله دانشگاه کالیفرنیا بود.
امنون نتصر هفتۀ پیش در سن 74 سالگی در مرکز درمانی دانشگاه کالیفرنیا چشم از جهان فرو بست. تا کنون از او چندین کتاب و صدها مقاله منتشر شده‌است.
روانش شاد

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Monday, November 19, 2007
چوب دوسر فلان

دوستانی که مسائل سیاسی خاورمیانه را دنبال می‌کنند حتماً "اویگدور لیبرمن" وزیر جنجالی امور استراتژیک اسرائیل را می‌شناسند. او که رئیس حزب "اسرائیل خانۀ ما" ست تا قبل از پیوستن به کابینه یکی از افراطی‌ترین راست‌گراها محسوب می‌شد ولی این روزها به خاطر مواضعش در مورد کنفرانس آناپولیس که قرار است به زودی با شرکت نمایندگان اسرائیل و فلسطین(بخش فتح) و کشورهای عرب برگزار شود تبدیل به چوب دو سر فلان شده. چپی‌ها او را متهم می‌کنند که مانعی بر سر راه کنفرانس صلح است و در قبحش امروز پوسترهای بزرگی در سطح شهرهای بزرگ پخش کرده‌اند که او را در کنار رئیس جمهور محبوب نشان می‌دهد و زیرش نوشته:
"مخالفان آناپولیس، اتحاد علیه مذاکرات صلح"
راستی‌ها هم از دستش شاکی‌اند که در کابینه مانده و استعفا نمی‌دهد و پوسترهایی به دو زبان عبری و روسی با مضمون: " امنیت - نه. اورشلیم - نه. صندلی- بله." چاپ کرده‌اند که اشاره‌ای‌ست به شعارهای انتخاباتی حزب لیبرمن. حالا پیدا کنید پرتقال فروش را.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Saturday, November 03, 2007
ختنه سوران پسر شیطان

فردا دوازدهمین سالگرد ترور اسحق رابین نخست وزیر سابق اسرائیل به دست یک افراطی دست راستی به نام "ایگال عمیر" است (+ و +). این موقع سال که می‌شود روزنامه‌ها دنبال دست‌آویزی می‌گردند تا به قاتل رابین گیر بدهند و صفحه پر کنند. عمیر که برایش سه بار حبس ابد بریده‌اند این دوازده سال را در زندان انفرادی گذرانده و دوربین‌ها شبانه‌روز او را تحت نظر دارند. سال‌ گذشته بحث داغ روزنامه‌ها آشنایی عمیر با یک زن افراطی بود که می‌خواست با او ازدواج کند. بعد از کلی دادگاه و دادگاه‌کشی بالاخره دیوان عالی کشور به آن‌ها اجازۀ ازدواج و خلوت کردن داد. این قضیه سر و صدای خیلی‌ها را درآورد که چرا به قاتل نخست‌وزیر که هرگز اظهار ندامت نکرده اجازه می‌دهند چنین و چنان کند، باید بگذارند تا در زندان بپوسد و هرگز روز خوش نبیند و از این حرف‌ها. از آن طرف یک گروه دست راستی اعلام کرده که می‌خواهد برای عفو عمیر امضا جمع کند و برای این کار تبلیغ هم می‌کند، یک عده هم که اصولاً عمیر را قاتل نمی‌دانند و تئوری توطئه می‌بافند.
اما چند روز پیش خبر آمد که یکی دو بار خلوت کردن عمیر و همسرش حاصل داده و صاحب پسری به نام عمیر (جونیور) شده‌اند که از بد حادثه جشن ختنه‌سورانش که طبق سنت باید در روز هشتم تولدش باشد مصادف شده با فردا یعنی سالروز مرگ رابین! باز هم بعد از کلی دادگاه بازی موافقت شد که این جشن در زندان برگزار شود تا روزنامه‌ها با تیترهای بزرگ اعلام کنند: "ختنه سوران پسر شیطان در سالروز مرگ رابین."

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Thursday, November 01, 2007
خانم کی به شما تصدیق پایه یک داده؟


مدتی پیش سر و صدای زیادی دربارۀ اولین زن رانندۀ اتوبوس در ایران راه افتاده بود و حتی فیلم کوتاه خوبی هم در مورد آن ساخته بودند. امروز دیدم بخش انگلیسی سایت روزنامۀ هاآرتص گزارشی تلویزیونی دربارۀ اولین زن مسلمان رانندۀ اتوبوس در اسرائیل تهیه کرده.

در اسرائیل مثل خیلی از کشورهای دیگر در مورد مهارت زنان در رانندگی حرف و حدیث زیاد هست برای همین عجیب نیست اگر با دیدن یک رانندۀ اتوبوس زن آن هم با مقنعه و حجاب اسلامی همۀ کله ها برگردد و آمار تصادف برای مدتی بالا برود. حرف هایش شنیدنی ست، فیلمش را اینجا ببینید.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Monday, October 29, 2007
رابطۀ پروستات با بازار بورس

امروز نخست وزیر اولمرت با اعلام این خبر که می‌خواهد ساعت ده صبح کنفرانس خبری در مورد وضعیت جسمی‌اش برگزار کند، همه را غافلگیر کرد. بازار بورس تل-آویو که چند روز بود در حال صعود یا ورم بود ناگهان به طور فجیعی سقوط کرد و خبرنگارها که داشتند از فضول درد می‌مردند حدس و گمان‌های کشکی از خودشان در‌کردند تا وقت پر کنند. بالاخره کنفرانس برگزار شد و اولمرت اعلام کرد که پزشکانش تشخیص داده‌اند که دچار سرطان پروستات شده، ولی این بیماری در مراحل اولیۀ آن و کاملاً قابل درمان است. اولمرت گفت که بیماریش هیچ آسیبی به کارش نخواهد زد و اگر احتیاج به عمل باشد دورۀ درمانی کوتاه خواهد بود.
در اسرائیل قانونی وجود ندارد که نخست وزیر را وادار کند دربارۀ وضعیت جسمانی‌اش به مردم گزارش دهد ولی اولمرت ترجیح داده قبل از این که شایعات پر و بال بگیرند و هزار عیب دیگر رویش بگذارند خودش قال قضیه را بکند و خیالش را راحت کند. در غیاب اولمرت، وزیر خارجه تسیپی لیونی زمام امور را خراب خواهد کرد.
از همه مهم‌تر بعد از این کنفرانس بورس تل-آویو دوباره به روال صعودی وَرَمی اش برگشت تا کی دوباره پنچر شود.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Sunday, October 28, 2007
فیتیله 16 روزه تعطیله یا اعتصاب معلمان
بچه های بی مدرسه برای کمک به معلم ها تظاهرات می کنند

16 روز است که بچه‌های دبیرستانی اینجا دارند حال دنیا را می کنند چرا که دبیرانشان در یک اقدام انقلابی دست به اعتصاب زده‌، دبیرستان‌ها را تا اطلاع ثانوی تعطیل کرده و با پلاکارت‌های رنگی به خیابان‌ها ریخته‌اند. طفلک‌ها چیزی نمی‌خواهند جز اضافه حقوق ولی وزارت دارایی حاضر نیست حقوق‌شان را تا زمانی که به رفرمی که برایشان برنامه‌ریزی کرده تن بدهند، زیاد کند. این رفرم شامل چند ساعت کار بیشتر برای معلم‌ها می‌شود و چانه زدن بین نمایندگان معلم‌ها، وزیر آموزش خانم پروفسور یولی تامیر و نماینده‌های وزارت دارایی روزهاست بی‌نتیجه مانده. به نظر می‌آمد که از بسته شدن دبیرستان‌ها کسی را کک نمی‌گزد تا امروز که رئیس اتحادیۀ بزرگ کارگران که در این کشور قدرت عظیمی دارد، اعلام کرد اگر دولت با معلم‌ها کنار نیاید یک اعتصاب سراسری راه می‌اندازیم و آن را از سازمان‌های دولتی و شهرداری‌ها شروع می‌کنیم. حالا باید بنشینیم و دعا کنیم سمبه پرزور باشد چون اگر دولت تسلیم نشود بعد از دو روز اعتصاب سپورها خیابان‌ها را گند برمی‌دارد.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Sunday, April 22, 2007
سفرنامۀ اسرائیل
چند روزی ست تعداد قابل توجهی از بر و بچه های بخش فارسی بی بی سی به اسرائیل آمده اند تا گزارش مفصلی تهیه کنند. این ها به جز مصاحبه ها و گزارش هایی که برای رادیو انجام می دهند خاطرات روزانۀ سفرشان را هم در وبلاگ بی بی سی می نویسند که برای من خیلی جالب بود. صدها عکس هم گرفته اند و در فلیکر گذاشته اند.
اگر می خواهید در مورد اسرائیل بیشتر بدانید این عکس ها را از دست ندهید. فقط امیدوارم وبلاگ شان از صافی به راحتی رد شود اگر نشد خبرم کنید.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Wednesday, April 18, 2007
نجات یافتۀ ناجی
دو سه روز پیش اینجا مثل هر سال مراسم روز هالاکاست به یاد رفتگان و احترام بازماندگان برگزار شد. در این باره چیزی ننوشتم چون حرف تازه‌ای جز آن چه پارسال دربارۀ این مراسم و نحوۀ اجرایش نوشته‌بودم(+) نداشتم.
دیروز که داشتم خبرها را در مورد قتل عام دانشگاه ویرجینیا توسط یک دانشجوی دیوانه می‌دیدم به این گزارش برخوردم در مورد یک پروفسور بازماندۀ هالاکاست که موقع حملۀ جوانک خود را روی در کلاس انداخته و ظاهراً با این کار جان دانشجویانش را نجات داده‌‌است. روانش شاد.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Saturday, March 24, 2007
نوروز در تل-آویو
جشن پرچم‌های پارسال را که به خاطر دارید، امسال هم این جشن گویا با شکوه بیشتر و حضور پررنگ‌تر مردم همیشه در صحنه برگزار شده و ایرانی‌تبارهای مقیم اسرائیل(با معدل قابل توجه سنی) نوروز را با مجموعه‌ای از سخن‌رانی‌ها، هفت‌سین، موسیقی اصیل و غیر اصیل ایرانی و شعرخوانی جشن گرفته‌اند. در این جشن تعدادی از مهمان‌ها و اساتیدی هم که از خارج برای شرکت در همایش "ایران‌ و تمدن ایران" دانشگاه تل‌-آویو آمده‌بودند شرکت داشتند. این همایش با همکاری کانون ایران‌شناسی دانشگاه تل-آویو به ریاست پروفسور داوید منشری در طی دو روز برگزار شد که من فقط در روز اولش شرکت کردم تا جاذبۀ اصلی این برنامه برای من یعنی پروفسور ریچارد فرای را از نزدیک ببینم، فرای 87 ساله سر حال و شوخ بود و فارسی را با لهجۀ بامزه‌ای حرف می‌زد. می‌گویند او همیشه در کنار امضایش می‌نویسد ایران‌دوست و وصیت کرده در ایران دفن شود.
البته بقیۀ سخن‌رانان هم اساتید محترمی بودند مثل پروفسور فرهنگ مهر رئیس سابق دانشگاه شیراز، دکتر مهدی مظفری از دانمارک و چند ایران‌شناس دیگر. برنامه های روز دوم این همایش به زبان فارسی برگزار شد.
این هم عکسهایی از جشن نوروز، باقی عکسها را می توانید اینجا ببینید.(با تشکر از بابک که بار همه چیز را به دوش کشیده)

هفت سین نوروزی

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Sunday, March 11, 2007
یرقان

امروز مهم‌ترین خبر این اطراف آمدن لئوناردو دی‌کاپریو به همراه دوست دختر ش بار رفائلی به اسرائیل بود. بار رفائلی یک سوپر مدل 22 سالۀ اسرائیلی‌ست که چند ماهی‌ست با لئو جیک و بُک دارد ولی این دو تا به حال دم به تله نداده‌بودند. امروز وقتی این دو کبوتر جداگانه وارد هواپیمای لوفتانزا شده‌اند تا مخفیانه به تل‌آویو پرواز کنند خیلی زود متوجه می‌شوند که از بخت بدشان حدود 20 خبرنگار هنری فضول اسرائیلی هم در هواپیما هستند. ظاهراً این خبرنگارها برای تهیۀ گزارش از نمایش مامامیا که قرار است به زودی اینجا اجرا شود به فرانکفورت رفته‌بودند.
در خبرها گفتند که لئو به خانۀ پدر و مادر بار رفته، پاپاراتسی‌ها هم بی‌کار ننشسته‌اند، همۀ خیابان‌های اطراف را قرق کرده‌اند و حتی هلیکوپتر به هوا فرستاده‌اند. امروز یکی‌ از پاپاها مصاحبه می‌کرد می‌گفت من اگر شده یک ماه اینجا بخوابم بالاخره گیرشان می‌آورم تا ابد که نمی توانند پنهان شوند!!! ظاهراً پای ارث پدرشان در کار است.
امروز پیرزنی می‌گفت: "می‌دونید امروز کی اومده؟ لئوناردو داوینچی!!"

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Saturday, March 03, 2007
کلید را بزن

Teapacks - Push the button (Eurovision 2007 Song)

پارسال اگر خاطرتان باشد آن قدر دربارۀ یورو-ویژن نوشتم که از دماغ همه درآمد. امسال اتفاق جالبی افتاده، چند روز پیش ترانۀ اسرائیلی که قرار است در این مسابقات شرکت کند بین چهار ترانه از گروه "تی‌پَکس" انتخاب شد. هنوز دو روز نگذشته گردانندگان امسال برنامه در فنلاند به سیاسی بودن ترانه اعتراض کرده‌اند(+) و قرار است به زودی جلسه‌ای با مدیران یورو-ویژن برگزار شود تا در مورد پذیرش یا عدم پذیرش آن تصمیم بگیرند. صحبت از این است که این ترانه اشارۀ مستقیم به رئیس جمهور محبوب دارد در صورتی‌که "کوبی اُز" ترانه‌سرا، آهنگ‌ساز و خوانندۀ این ترانه می‌گوید این ترانه به همۀ رهبران دنیا که دستی بر کلید قرمز دارند اشاره می‌کند. هوچی‌گری و سر وصدا راه انداختن در اطراف یک ترانه یکی از ترفند‌‌های تبلیغاتی برای معروف کردن آن و امتیاز جمع کردن است. این ترانه به سه زبان انگلیسی، فرانسه و عبری خوانده می‌شود که ترجمۀ بخش عبری از جمله رَپ آن این است:

کلیدو بزن
پیام‌ها رو سرم خراب می‌شن، موشک‌ها پرواز می‌کنن و تو سرم می‌افتن، دزدها و پلیس‌ها روم می‌دون و می‌پرن و کنه‌بازی در‌می‌آرن، خدایا جوابمو بده، این کابوس زیادی بلنده، وقتی من به زور زنده‌ام و همه منو نشونه گرفتن، واسه خوندن "عمرمو بهت دادم" شاید زود باشه، وای وای- پلیس، وای وای – گروه نجات

ایناهاش توی یورو-ویژن ترانه‌ای بدون "سلام"، قرمز فقط رنگ نیست بیشتر شبیه خونه، دوباره نفسمو حبس می‌کنم که جونم در نره، اینم جنگ اینم جون، بوم بومه که راه می‌افته، بین راکت و ماکت، بین تماشاگر و گزارشگر، بین رباینده و ربودن، بین بارون و هوای شرجی، بحران کم کم بالا می‌گیره، هیچ‌کس هیچ‌کاری نمی‌کنه،
تندروها تندروتر می‌شن و افسرها جدی‌تر، میانه‌روها معتدل‌تر می‌شن، منتظر داده‌ها می‌مونن و می‌گن: همه ناتوانیم

دنیا پر از شیطونایی‌ست که ما رو به شکل مهرۀ شطرنج می‌بینن
و قماربازها با ژتون‌هاشون تصمیم می‌گیرن چی می‌شه
کشتی پر آبه و رهبرا تنبل و بی‌خاصیت
همه به سلامتی می‌گن و با هم غرق می‌شن

شاید این ترانه زیادی تنده باید ترانه‌های نخلی
و آهنگ‌های بیابونی بدون پرچم مثل "من هنوز زنده‌ زنده زنده ام" خوند
و اگه این اوضاعِ وحشت‌ناک ادامه پیدا کنه
اون وقت باید یه چیزی بگم

فایل صوتی اش اینجاست، نظر شما چیست؟

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
Monday, February 26, 2007
اسرار غار گمشدۀ مسیح
یکی از خبرهای امروز روزنامه‌های اسرائیل مربوط به فیلم مستند تازه‌ای‌ست به نام "غار گمشدۀ مسیح" که سازندگانش از پیدا شدن غار محل دفن عیسی مسیح در اورشلیم خبر می‌دهند. اگر این ادعا حقیقت داشته باشد، این یکی از بزرگ‌ترین کشف‌های تاریخ باستان‌شناسی خواهد بود که می‌تواند جهان مسیحیت را تکان دهد. طبق ادعای فیلم‌سازان تابوت‌هایی که حاوی بقایای حضرت مسیح، مریم مادرش و مریم مجدلیه است امروز برای اولین بار در نیویورک در معرض دید عموم قرار خواهند گرفت.
یکی از سازندگان این فیلم که داستان فراز و نشیب‌‌های یک کشف باستان‌شناسی را دنبال می‌کند جیمز کامرون کارگردان معروف تایتانیک است.
داستان از سال 1980 در محلۀ تلپیوت اورشلیم با کشف غاری 2000 ساله که ده تابوت را در خود دارد آغاز می‌شود. روی این تابوت‌ها نام‌های عیسی پسر یوسف، مریم، مریم(مجدلیه) و یهودا پسر عیسی(که ادعا می شود پسر عیسی است) دیده می‌شود.
حقیقت این است که این کشف سال‌هاست انجام شده ولی اولین کسانی که بنا را بر آن گذاشتند که شاید این تابوت‌ها متعلق به عیسی مسیح باشد فیلم‌سازها بودند نه باستان‌شناس‌ها! بعد از آن تحقیق روی این فرض سه سالی طول کشیده که طی آن از بزرگترین دانشمندان، باستان‌شناس‌ها، آمارگرها، عتیقه‌بازها و پژوهشگران DNA کمک گرفته‌شده است.
اما دیروز در یکی از روزنامه‌ها(یدیعوت) مصاحبه‌ای شده‌بود با باستان‌شناسی که ناظر پروژۀ کشف غار در بیست و هفت سال پیش بوده‌ و او آب پاکی را روی دست همه ریخت. پروفسور کلونر گفته: "هیچ دلیل محکمی برای اثبات قطعی این فرضیه وجود ندارد و این‌ها همه ترفندی برای فروش بهتر فیلم است."
به گفتۀ کلونر در زمان بیت‌المقدس دوم صدها غار برای دفن در اطراف اورشلیم وجود داشت ولی خانوادۀ عیسای ناصری چنین غاری نداشت. این غار ظاهراً به خانواده‌ای مرفه تعلق داشته که تا سه چهار نسل در آن دفن شده‌اند. نام عیسی هم در آن زمان بسیار متداول بوده.
لازم به ذکر است که پروفسور کلونر مثل من و شما هنوز فیلم را ندیده‌است، این فیلم قرار است روز 4 مارس از شبکۀ دیسکاوری پخش شود.

Labels:

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

View My Stats